المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
43
التنبيه والإشراف ( فارسي )
ديگرى گويد : « ديارى است كه انس و خاندان و همسايگان من آنجاست و گاه باشد كه انسان بفراموشى چيزى كه محبوب است تظاهر كند . » اگر شوق وطن و علاقه به ديار نبود از اين معانى ياد نميكرديم . يكى از حكيمان گويد : « نشانهء وفا و دوام پيمان مرد اينست كه بدوستان دلبسته و به وطن خويش مشتاق باشد و نشان كمال اينست كه نفوس بزادگاه و مسقط رأس خويش دلبسته و علاقمند باشند . » و ديگر گويد : « خدا شهرها را بدوستى وطن آباد كرده است و از نشانههاى اصالت اينست كه شخص بزادگاه خود مشتاق باشد . » مسعودى گويد : بسيارى از متقدمان و متأخران اهل صناعت و نجوم چون در كار بغداد نظر كردهاند گفتهاند عرض ميانهء اقليم سوم يعنى دورى آن از خط استوا سى درجه و سى و دو دقيقه است و عرض ميانهء اقليم چهارم سى و شش درجه است ، سپس گفتهاند عرض بغداد سى و سه درجه و نه دقيقه است . بنابر اين به نظر آنها بغداد چنانست كه گوئى ما بين اقليم سوم و چهارم است و بيشتر اهل نجوم به ترتيبى كه گفتيم آن را از اقليم چهارم دانند . از جملهء متقدمان كه اين نظر را داشتهاند مارينوس و دورتيوس و فلكشناسان ديگر بودهاند . عرض هر شهر مقدار دورى آن از خط استواست و توانى گفت كه عرض ارتفاع قطب از روى آنست ، اگر در نيمهء شمالى باشد ارتفاع قطب شمال و اگر در نيمهء جنوبى باشد ارتفاع قطب جنوب ، زيرا وقتى شهر يك درجه از خط استوا دور باشد يكى از دو قطب يكدرجه بالا و ديگرى يكدرجه پائين باشد . و طول ، دورى شهر از مغرب و يا مشرق است . ما بين مشرق و مغرب يكصد و هشتاد درجه است ، پس عرض بغداد سى و سه درجه و طول آن هفتاد درجه است . عرض دمشق و بغداد يكى است اما طول دمشق شصت درجه است . عرض شهر قيروان كه در افريقيه مغرب است نيز چون بغداد است و عرض بيت المقدس و قيساريه و صيدا و صور و انطاكيه و شهر